السيد عبد الحسين الطيب
146
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
و از مقام تو چيزى كاسته نفرموده . وَ ما قَلى و از تو رنجش و غضب و بىاعتنايى نفرموده . مفسرين گفتند : شأن نزول اين آيه اين بود كه مدتى تأخير افتاد در وحى و آمدن جبرئيل و نزول قرآن حضرت خديجه خدمت پيغمبر عرض كرد : كه خداوند شما را رها كرده و بىاعتنايى فرموده اين سوره مباركه نازل شد . اقول : ما مدركى براى اين پيدا نكرديم و مناسب با مقام حضرت رسالت نيست با آن معرفت و علومى كه در همان عالم نورانيت به او افاضه شده كه فرمود : ( كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين ) و از همين جهت يك مذاكراتى و اختلافاتى بين مسلمين هست كه حضرت رسول قبل از بعثت بر چه طريقه مشى ميفرمود در اين مدت چهل سال بعض اهل تسنن كه عصمت را در انبياء و خلفاء آنها معتقد نيستند براى كار خلفاء ثلاثه گفتند : العياذ مشرك بوده سپس موحد شد . بعضى چون اين كلام را بسيار زشت ميدانند گفتند : تابع دين مسيح بوده ، بعضى گفتند : تابع دين ابراهيم بوده كه شريعتش در بنى اسماعيل تا زمان بعثت باقى بود و اين هم منافى با مقام افضليت حضرت است بر تمام انبياء زيرا البته متبوع افضل از تابع مىشود لذا ما گفتيم و اخبار داريم كه حضرت بر دين خود بود و مقام نبوت را دارا بود فقط مأمور بدعوت نبود تا زمانى كه مبعوث برسالت شد ، بلكه گذشت كه امير المؤمنين هم قبل از رسالت حضرت رسول بر طبق همين طريقه بوده كه هر دو نور واحد بودند كه فرمود : ( انا و على من نور واحد ) و دارد همان حين ولادت امير المؤمنين ميفرمايد : چون زبان پيغمبر در دهان من گذارده شد هزار باب از علم به روى من مفتوح شد كه از هر بابى هزار باب علم مفتوح گرديد و سورهء مباركه مؤمنين را بر پيغمبر قرائت فرمود : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ و پيغمبر فرمود : قد افلحوا بك يا على . بلكه حضرت ابى طالب و فاطمه بنت است هر دو بر دين ابراهيم بودند و آخرين وصى ابراهيم بود چنان كه آباء و اجداد اين خاندان تمام بر دين حق بودند كه مكرر تذكر دادهايم و اخبارش را اشاره كردهايم پس بناء على هذا معناى اين آيه اين است كه از زمان خلقت نور مقدس تو مشمول الطاف و عنايات و